خاطرات سفر
.gif)

اين عكس ها مربوط به شبي بود كه پارك رفتيم ..gif)
اواخر سه ماهگي، اوايل 4 ماهگي راميلا بود كه اولين مسافرت با ناناز و اتا به خونه مامانا رفتيم كه عمو مهران و خاله ليلا و زهرا كوچولو (دختر برادر خاله ليلا ) چند روز زودتر رسيده بودن، چند روزي تهران بوديم خوب گشتيم، خريد كرديم، جاهاي ديدني رو ديديم، يه شب هم زديم رفتيم پارك نياوران كه نزديك خونه مامانا بود با عمو مهران و خاله ليلا و زهرا خانم كه خيلي خوش گذشت ..gif)
.gif)
فردا اون روز هم به همراه مامانا و عمو مهران و خاله ليلا و زهرا رفتيم اوشون فشم كه خيلي خيلي خوش گذشت و خنديديم .
اينجا دخملم آماده شده كه با مامان و بابا بره بیرون .
واقعاً نمي دونم فرشته كوچولوي من دخمل يا پسر، تو خيلي شبيه پسراي گوگولي . 
.gif)

.gif)
![]()
.gif)
چند روز بعد به همراه مامانا و عمو بابك رفتيم ويلا، يه 2 و 3 روزي آنجا بوديم خيلي خوش مي گذشت، يك قسمتي از باغچه محلي براي مرغ و خروس درست شده بود كه وقتي راميلا رو مي برديم آنجا صداي خروس و مرغ ها رو كه مي شنيد از خنده بيهوش مي شد، خيلي دوست داشت بره داخل قفس خروس و مرغ ها رو بگيره، صبح ها هم وقتي صداي خروس رو مي شنيد زود چشمهاشو باز مي كرد. راميلا تازه ياد گرفته بود دستاشو بگيره به ديوار يا اشياء و پاشه بايسته، اگر مي گذاشتيم چهار دست و پا مي رفت توي باغچه، چون وارد يك محيط جديدي شده بوديم خيلي كنجكاوي مي كرد .
.gif)

.gif)

.gif)
.gif)

اين عكس راميلا مربوط به 5ماهگي است . .gif)



خاطرات سفر 
